|

پرواز کن پرنده ی کوچک
به آن سوی تخیلات پرواز کن
بر فراز لطیف ترین ابر ها و سفید ترین کبوتر ها
و بر بادهای عاشقانه ی آسمان، از ستارگان و سیارات گذر کن این دنیای تنهای ما را ترک کن
از درد و رنج این جهان بگریز و دوباره به پرواز درآ
پرواز کن ای با ارزش ترین ها
سفر بی انتهای تو هم اکنون آغاز گشته است
شادمانی دلپذیرت را با خود ببر، چرا که زیباتر از آن است که از آن این دنیا باشد
به ساحل دیگر پای گذار، جایی که برای ابد آرامش در انتظار توست
اما خاطرات ما را چه تلخ و چه شیرین، تا آن زمان که دوباره یکدیگر را ببینیم حفظ کن
پرواز کن بی هراس پرواز کن
لحظه ای هم تامل نکن و اشک نریز، قلبت پاک است و روحت آزاد
به راحت ادامه بده درانتظار من مباش، بر فرازجهانی که به پرواز در آمده ای
آنسوی دستان زمان ماه طلوع می کند و خورشید غروب
اما من هرگز تو را از یاد نخواهم برد
پرواز کن چرا که زمان پرواز فرا رسیده است
حال برو و روشنایی را دریاب
|